پیشکش به عادل فردوسیپور، حرفهایترین گزارشگر ورزشی تلویزیون ایران
تا جایی که من اطلاع دارم، لااقل در زبان فارسی، منبع مدون مکتوبی دربارهی قواعد و شیوهی گزارش ورزشی وجود ندارد. با این حال تصورم این است که در این شاخه از گزارش نیز حفظ بیطرفی و ترسیم تصویری صادقانه و واقعی از اتفاقات رخداده، جزو ابتداییترین اصول باید باشد. به عبارت دیگر، گزارشگر حق ندارد نگاه و عقیدهی شخصی خود را در روایت رویدادها دخالت بدهد.

در کشور ما اما تعریفی که در عمل از این حرفه ارایه میشود، به شکل غیرحرفهایای متفاوت و به دور از اخلاق ژورنالیستی است. به عنوان نمونه، در گزارش مسابقهی فوتسال بین ایران و ایتالیا که عصر امروز انجام شد، بارها شاهد جانبداری از یک تیم (طبیعتاً ایران!) بودیم و گزارشگر محترم (که اسمش را نمیبرم، ولی شما میتوانید تصویرش را یکجاهایی همیندوروبر مشاهده کنید!) با صد زبان و در هزار لباس -از آرزو گرفته تا کوچکشمردن تیم مقابل- برای برندهشدن تیم موردعلاقهاش تلاش میکرد. (جملههایی مثل «همه دیدیم که تیم بزریل، قهرمان فوتسال دنیا به زور تیم ایران را برد» ،برای کسانی که موقعیتهای گل فراوان برزیل و بازی یکطرفهی این تیم با ایران را تماشا کرده بودند، حکم شنیدن یک جک خندهدار را داشت!)
گزارشگر حرفهای میداند که جای چنین تلاشهایی در زمین بازی و برعهدهی بازیکنان و حداکثر مربی تیم است و اگر قرار بود تلاش او راه به جایی ببرد، حتماً نام او را در فهرست بازیکنان ثابت تیم قرار میدادند! جانبداری از یک تیم و تاختن به تیم دیگر، به تلاش برای سبیلگذاشتن برای یک «عکس» یا کجوکولهکردن آن شبیه است. گزاشگر محترم باید بداند که مخدوشکردن عکس یک نفر، تاثیری در چهرهی واقعی او نداشته و تنها به انگشتنماشدن و فروریختن اعتبار و ارزش او منجر خواهد شد.
متاسفانه در سالهای گذشته شاهد پاگرفتن نوعی گزارش جانبدارانه موسوم به گزارش دولتی و حکومتی یا حتی ایدئولوژیک هستیم که از اساس با اصول ژورنالیستی در مغایرت است. بسیاری از گزارشگران –بهخصوص تلویزیونی- ایران، در ارایهی گزارشهایشان از کلمههایی با بار ارزشی خاص استفاده میکنند و سعی میکنند از هر فرصتی برای افزودن جملههای توصیهشدهی نظام یا شرع به وقایع واقعی سوءاستفاده کنند.
برای پیبردن به نادرستی چنین گزارشهایی، حتی نیاز به سنجش آنها با قواعد حرفهای نیست. این گزارشها حتی طبق دیدگاه اسلام نیز قابلقبول نبوده و ناجوانمردانه و فاقد مشروعیت دینیاند. علاقهمندان را ارجاع میدهم به آیهای از قرآن که غیبتکردن را مترادف با خوردن گوشت برادر مرده دانسته و به این دلیل آن را موردنکوهش قرار میدهد که شخصی که دربارهاش صحبت میشود در جمع حضور ندارد و قادر به دفاع از خود نیست.
*
- «ما ایرانیها ملت احساساتیای هستیم!» نمیدانم چرا این جمله، برای همه حتی کارشناسان، سندی مشروع به حساب میآید برای نادیدهگرفتن و زیرپاگذاشتن قواعد حرفهای.
تیم فوتبال ما بیبرنامه بازی میکند، اما مثلاً چون با چند حرکت نمایشی موفق به تحتتاثیر قراردادن احساسات تماشاچیان میشود، موردتحسین قرار میگیرد.
گزارشگرمان هم که –هزارماشاالله!- در لحظهی گلزدن و پیشافتادن ایران از تیم حریف، هیجانزده میشود و نمیتواند جلوی گریهاش را بگیرد (اتفاق ناخوشایندی که در پخش مسابقهی زندهی عصر امروز نیز شاهدش بودیم) و گل سرسبد این ماجرا آنجاست که تصاویر تلویزیونی زندهی مسابقه قطع میشود و دوربین زوم میکند روی چهرهی ماتمزدهی گزارشگر و اشکهایی که تا ثانیهای دیگر از چشمش سرریز خواهد شد! (بیمناسبت نیست فرصت را غنیمت شمرده، دعوت کنم از کارگردانهای زحمتکش سینمای هند برای تماشاکردن و درسگرفتن از چنین گزارشهای اشک تماشاچیجماعتدرآوری!!!)
خلاصه، نتیجه این که همه، گزارشگر منقلب و دستخوش احساساتشده را گزارشگری خونگرم و حاصل کار او را، گزارشی دلنشین و تاثیرگذار لقب میدهند. برای بار هزارم لازم به یادآوری میدانم، مگر نه این که دوری از احساساتیگری و دخالتندادن احساسات و هیجانهای درونی، جزو قواعد اولیهی حرفهی گزارشگری است؟
شما را به خدا، یکنفر جلوی گزارشگران وطنی را بگیرد. به خدا قسم اگر همینطور پیش برویم، پسفردا درِ هیأتها و مجالس روضهخوانی را هم باید تخته کنیم!


